
تجربه
دوستان خوبم آنچه را می خوانید از تجربیات یک ترنسشکسوالی است که 35 سال را در این وضعیت سر
کرده و امروز مایل است از نظر روانی همانطور که خود را با تمام شرایط زندگیش وفق داده به شماکمک
کند تا زمانی که بتوانید خود را برای عمل آماده کنید .ابتدا لازم است مواردی را عنوان کنم که خودتان هم
کما بیش در جریان آن هستید تا بحث جدید و جدی را شروع کنم .
لطفا توجه بفرمایید:
1-سر در گمی – پریشانی – اظطراب – بد خوابی – افسردگی – نوعی آرزوی فرار از صحنه ی زندگی
گوشه گیری و در نهایت نارضایتی شدید از جنسیت خود از علائم این ناهنجاری است .
2- هر کدام از علائم در دوران خاصی از زندگی ظاهر می شود و گاهی ممکن است انسان همه ی اینها
را با هم نداشته باشد .
3-زمانی که انسان به مشکل تی اس بودن خود پی برد . ابتدا خوشحال و امید وار می شود که راهی
برای درمان هست . بعد از تحقیق پی می برد که باید از هفت خوان رستم بگذری و بعد که گذشتی چون
شهر عشق عطار هنوز اندر خم یک کوچه ای.
4 – عده ای از آخرین راه که عمل جراحی هست نا امید می شوند و شروع به غر غر می کنند . به عا لم
وآدم بد وبی راه می گویند. اینا ها کسانی هستند که سنشان معمولا پایین است و سختی های زیادی
نکشیده اند .که بدانند ما فقط به یک لباس دلخوش بودیم چه رسد به ظاهرمورد علاقه امان.
5- عده ای در صدد بر می آیند سریع کارشان را شروع کنند و هر کدام از یک چیز شروع می کند .
عده ای از خانواده – عده ای از روانپزشک – عده ای از دوستان – به هر حال هرکسی راهی را بر می گزیند.
6- به هر حال هر کس می داند شرایط زندگیش چطوری است و باید با همان شرایط پیش برود.به نظر من
بهترین راه آغاز تحقیق وآشنایی با مساله است . این راه مطمئن تر است .
مثالی می زنم کسی که خانواده اش نمی تواند درک کاملی از موضوع داشته باشد نباید اول سراغ آنها
برود
اول باید اطلاعات مستند جمع کند بعد صحبت کند.
7- آدمی که از این وضعیت عاصی شده بالاخره دیر یا زود تصمیم به عمل می گیرد .
8- از زمانی که از مشکلش اطلاع پیدا می کند تا زمانی که تصمیم به عمل می گیرد و بعد از آن تا زمان
عمل با توجه به شرایط "مسائل روانی بسیار شدیدی " در انسان بوجود می آید که چندان قابل تحمل
نیست .
بحث ما همین مسائل روانی است که اگر کنترل نشود نتایج بدی را به دنبال دارد .
سه مورد مهم در این دوران انسان را تحت فشار قرار می دهد .
1- کشمکش های خانوادگی و عاطفی
2- مراحل سخت گرفتن مجوزعمل ودوره های روان درمانی
3- وسوسه های درونی وا حساس گناه
1- کشمکش های خانوادگی و عاطفی
دوستان خوبم شما باید بدانید که رضایت خانواده یک غول نیست که نتوانید با آن کنار بیایید . بله
سخت است ولی آنچه در درون و اعتقاد شماست بر خانواده تاثیر گذار است .برای مطرح کردن موضوع با
خانواده هرگز از این صفات استفاده نکنید . پنهان کاری – لجبازی – ذلیل مردگی – القای نظر خود از
طریق پوشش یا رفتار
اعتماد به نفس واعتقادات درونی حرف اول را می زند .
زمانی که بعد از تحقیقات لازم و جمع کردن مدارک و تصمیم کلی برای عمل به نتیجه رسیدید که باید با
خانواده حرف بزنید . بعد از ارائه مدارک بگویید مشکل من این است با زندگیم پیوند خورده اگر یاریم می
کنید درمان شوم وگرنه من تمام تلاشم را می کنم تا درمان شوم .پس از این به بعد ممکن است با
هرکس برای نجات خود ارتباط برقرار کنم و یا خطر مرگ یا بی آبرویی مرا تهدید کند . و معتقد باشید
همین کار را می کنید . این اطمینان و اعتماد به نفس بالاخره خانواده را قانع خواهد کرد .
تعجب می کنم چرا ؟؟؟؟؟ ما با پوشیدن لباس و تیپ زدن می خواهیم خودمان را ثابت کنیم یا کلماتی که
مرسوم مردان یا زنان است .
یک مرد محکم متین و قاطع است . حرف که زد عمل می کند .
یک زن وقتی چیزی خواست تا به دست نیاورده ول نمی کند .
حالا ما اف 2 ام ها و ام 2 اف ها این جوری هستیم ؟؟؟. ما را که نمی کشند و کارمان هم غیر شرعی
نیست . رسم شکسته می شود ؟؟؟ خب بشود این رسم ها قفس ما هستند .
وقتی شرع که خیلی چیز ها را حرام کرده برای این افراد دست بردن در خلقت خدا را مجاز دانسته تا این
افراد زندگی واقعی خود را تجربه کنند . رسم یعنییییییییییی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا حلال خدا را بر خود حرام می کنید ولو با مشقت و مرگ هم که همراه باشد خود را آزاد کنید اصلا این
فلسفه زندگی است ." آزادی"
می دانید چند درصد مردم دنیا زندانی هستند ؟؟؟ 90درصد زیرا مفهوم آزادی را درک نکرده اند .
آزادی یعنی خود بودن وبرای خود بودن بعد در خدمت دیگران بودن این رو از علی داشته باشید .
یا علی
دوستان عزیز ادامه بحث رو موکول کنیم به روز دگه .............. ممنون